هم نفس با من بمان

میخوام قصه زندگیمو بگم

روز به یاد موندنی

سلاااااااااام به همه دوستای گل و دوست داشتنی خودم.

امروز خیلی حس خوبی دارم و فوق العاده خوشحالم آخه میدونین امروز تولددددددددددددددددددددددمه....

روز تولد و کیک و ریخت و پاش و مهمتر از همه کلی کادوووووووو...

ولی خوب دور از شوخی خیلی روز به یادموندنی تو سالهای گذشته برای من بوده و به یاد موندنی هم خواهد بود...

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 13:45 ] [ بیتا ] [ ]


بیقراری دلم

امروز خیلی دلم گرفته از روزگار بی وفا. راستی چرا آدما حرف و عملشون یکی نیست. یکی که اینقدر ابراز عشق و دوست داشتن بهت میکنه تو عمل حتی یک ذره هم اثری نیست... چرا آدما اینقدر بی احساس شدند آخه چرا؟!!! نمی دونم شایدم نباید به هیچکس و به هیچ احساسی مطمئن بود. یه مدت طولانی می شه که ذهنم درگیره.. حرف و عمل آدما اصلا با هم نمیخونن.. به هرکی که میگم بهم میگه تا بوده دنیا همین بوده دنبال وفاداری نباش که فقط تو قصه هاست.. ولی آخه چراااااا...
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 19:30 ] [ بیتا ] [ ]


افتتاحیه

سلام به همه دوستانم. امروز اولین روزی که وبلاگمو ساختم و میخوام تمام اتفاقات روزمره امو اینجا بنویسم. امیدوارم بتونم دوستای خوبی پیدا کنم.
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 19:14 ] [ بیتا ] [ ]